سال ۸۹.

جدا از خوب و بد بودن هر سالی که از زندگیمون میگذره هر سالی لحظه ها و خاطره هایی داره که تو صندوقچه قلبمون میزاریم و با خودمون به فردا میبریم. تو ساعتهای آخر سال دارم دوباره یادگاریهام مرور می کنم. بعضی از یادگاریهای دوست داشتنی سال ۸۹
دوستهام:
الهه: اسم الهه غزل واقعا برازندشه. راستی یادم نره تو پیوندهای دوستام لینکش رو بزارم. توصیه می کنم حتما سری به بلاگش بزنید و با دقت شعرهاش رو بخونید. بعضی شعرهاش رو بارها بارها خوندم و هر بار برای خودم معناشون کردم. الان دوباره سری به بلاگش زدم و نزدیک بود دوباره گیر بیافتم و خلاصه پست امشب بره رو هوا ولی زرنگی کردم و خوندن شعرهای جدیدش رو گذاشتم واسه یه وقت دیگه شاید فردا صبح. به نظرم یکی دو تا از شعرهاش رو برداشته.
الهه جان امیدوارم تو سال جدید آرزوهات برآورده بشه و به اونیکه آرزوش هستی برسی. هر چند هنوز برای تو خیلی زوده و فرصت زیاد.
بانوی مهتاب: یکی از عجیب ترین و متفاوت ترین تجربه های زندگیم رو با بانوی مهتاب داشتم. نمی دونم چه جوری باید توصیفش کنم. به دنبال متن یه شعر از محمد علی بهمنی خیلی اتفاقی وارد بلاگش شدم و همون لحظه اول پیش از اون که اصلا چیزی از بلاگش بخونم و یا ببینم انگار همه دنیا من رو به اون می رسوند. دوام نیاوردم و پیش از اون که اصلا چیزی از بلاگش بخونم براش کامنت گذاشتم و ماجرا رو گفتم. بعد بلاگ و پروفایلش رو خوندم و جدای از بدیهای خودم متوجه شباهت های خاصی بین خودمون شدم. البته نه شباهت از اون لحاظهایی که سریعا بعضی از دوستان برامون دست بگیرن. الی
منظورم اول از همه با توست. راجب بانو تو همین مدت کم آشناییمون یه دنیا حرف تو دلم هست که مجال گفتنش نیست و اصلا شاید قابل گفتن نباشه. بانوی مهتاب رو باید ببینی و بفهمی. فقط همینقدر بگم که یه دنیا زیباییست.
بانوی مهتاب تو روز آخر سال منو به یکی از آرزوهام رسوند. تولدت پیشاپیش تولدت مبارک بانوی بهاری.
مستانه: چون همه دوستانم برام عزیزن تصمیم گرفتم که راجب هر کدومشون بدون در نظر گرفتن تقدم و تاخر بنویسم. مستانه جان. بی ریاست. صاف و صادق دوست داشتنی مثل آسمون آبی. صداش فوق العاده است. امیدوارم قدر خودش رو بدونه. دلم خیلی براش تنگ شده. مستانه جان نمی خوای یه کامنت بدی. می دونم که در ظاهر بی وفام ولی باور کن همیشه به یادتم.
الـــــــــــــــــــــــــــهــــــــــــــــــــــی من قـــــربـــــــــــونـــــــــــــت برم. دوست دارم یه دنیا دوست من.
مدام: از مدام نمیشه نگفت. اگه به خاطر رعایت کردن مفاد کنواسیون ز ز ها نبود شاید اول از مدام جانم میگفتم. وفاداره و با بی وفاییهام میسازه. عزیزه و بی نظیر. این روزا به نظرم یه کم دلش گرفته. شاید یه کم تقصیر خودش باشه. مدام من منتظر سور دامادیما. تازه خبر نداری سور اول رو که بدی تازه چی: ما منتظر دومی هستیم
. البته از اونجایی که طالبان نیستی خیلی امیدی به سورهای بعدی نیست. توی یه مجله راجب خصوصیات طالبانیها نوشته بود که یکیش این بود: شما یک طالبان هستید اگر فکر می کنید زن چیز !!!
خوبیست و هر مرد حداقل باید دو تای از آنها را داشته باشد.
از شوخی که بگذریم مدام جان امیدوارم بدونی که چقدر دوست دارم. مدام مرد اندیشه و کوچه است. امیدوارم قابل باشم یه شب وقتی دنیا خوابه همپای اون کوچه های شهر رو قدم بزنم. یه دنیا دلم براش تنگ شده.
لوتوس: لوتوس جای ویژه جودش رو تو قلب من داره و مطمئنم که اینو میدونه. امیدوارم هرگز فراموشم نکنه چون در اون صورت جای خالیش تا همیشه تو قلبم میمونه. جای خالی که جز اون هیچکس نمی تونه پرش کنه. نیازی به بیشتر گفتن نیست چون خودش میدونه.
نقش خیال میزنی و نیلوفرهای آبی
الی: شر عرقم از خجالت. تو جات اول اول بود. ولی از اونجایی که خیلی باجنبه ای و ظرفیتت فوله نگرانی نداشتم که برای از تو نوشتن تا اینجا صبر کردم. ولی خداییش برای زودتر نوشتن برای دو نفر هی داشتم با خودم کلنجار می رفتم که یکیش تو بودی و یکیش هم مدام. الی فقط یه جمله:
تو تکی.
با تو دنیایی دارم.
دارم دیوونه میشم. مث یه مرد
التماس می کنم کامنت بدی.
اگه نگم که آشنایی و دوستی با الی جان مهمترین خاطره امسال تو نت برام بوده حداقل شیرین ترین خاطره بوده برام. الی مثل بقیه دوستان با همه کمالاتی که داره اما بسیار افتاده است و من یه جورایی میپرستمش. اصلا میدونی چیه اولین کامنت این پست رو برای تو خالی نگه میدارم تا وقتی نظرت رو فرستادی بزارم اول.
. دیگه چی بگم خوب.
اگه دستام خالی باشن اگه باشم عاشق تو
غیر دل چیزی ندارم که بدونم لایق تو
ـ یکی از ترانه های محبوب من از سیاوش -
وای هنوز مجرم و ناهید و یاسی و استاد حسینی مود و یاسی و ... موندن و سال داره تحویل میشه. فعلا چون دوست دارم این پست رو قبل از سال تحویل بفرستم تا همینجا که نوشتم رو میزام تو بلاگم و حتما تا یکی دو ساعت دیگه تکمیلش می کنم برای بقیه دوستان ئگلم که اسمهاشون رو گفتم و نگفتم.
دوستون دارم 
دارم میرم که سال تحویل رو با صدا خلوت کنم.
ساعت ۴ صبح و من به سختی چشمام رو باز نگه داشتم صبح اول وقت به وقت خودم ( یعنی لنگ ظهر به وقت رسمی کشور ) این ست رو تکمیل می کنم. خوب تقصیر من چیه که دارم دیر میخوابم. خوب معلومه نمی تونم صبح زود بیدار شم.
خوب الان بیدار شدم و میخوام ادمه پست رو بنویسم. اجازه بدید با آقای حسینی مود شروع کنم.
آقای حسینی مود:
راستی خانه ما میدان حر است
آخر سرافرازان
تو مشهد شاید بعضی ها خود آقای حسینی رو نشناسند ولی خیلی ها شعر اینجا مشهد است ایشون رو شنیدن و دست به دست توی فیس بوک و بلاگها میچرخه و شاید شما هم شنیده باشید. دو خط بالا هم پایان این شعر ایشونه. ایشون تو این شعر نقشه مشهد رو به طرز ظریفی تصویر کردن. حتما بخونین این شعرشون رو. البته ایشون شعرهای زیبای دیگه ای هم دارن که دو تا دیگه اش که الان تو ذهنمه یکی با من دوباره خاطره ها را قدم بزن و دیگری من شعر شانه های کبودم ولی شما؟
خلاصه اینکه یکی دیگه هم بیرجندیهای دلم اضافه شده. راستش آقای حسینی مود برای من فقط یه شاعر نیست و تو این مدت کمی که باهاشون آشنا شدم من باشعرهاشون زندگی می کنم. اگه من به جای شما بودم و میخواستم به بلاگ یکی دو تا از کسانی که الان معرفی کردم و می کنم برم بی تردید یکیش وبلاگ ایشون یعنی به جرم عشق بود.
آقای حسینی مود یک دنیا ارادت مرد پاییزی پیش کش شما. هر وقت یه شعر از شما می خونم با تمام وجودم با شما همراه میشم و ... . فکر نکنم بدونید که چقدر برام عزیز هستید و حرمت دارید. اول از همه به خاطر اینکه آزادمرد واقعی هستید. تقدیم به شما ... 
مجرم: به قول سیاوش
مگذار که یاد ما را طعم تلخ این حقیقت ببرد
این حقیقت است که از دل برود هر آنکه از دیده رود
نثرش منحصر به فرد و من به راحتی نوشته هاش رو تشخیص میدم. دغدغه های خودش رو داره و بسیار خوب مسائل رو درک می کنه و دیدش بسیار قوی و ظریفه و قوی و با اراده است. در یک کلام منحصر به فرد. کم نظیر
از وقتی عروسی کرد دیگه کمتر پیشم میاد و من خوشحالم چون می بینم که اون شاد و خوشحاله. در ضمن کلی هم مایه داره
. لکسوس RX 350 ؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!! یعنی چی اونوقت؟!!! با بی نهایت آپشن. دوستهای مایه دارم خوبن ها.
هرگز از دلم نرفتی و نمی ری. گاهگاهی سری هم به دوست قدیمیت بزن و خوشحالش کن.
ناهید: دوست جدیدمه و دوستش دارم ولی متاسفانه تو گرفتاریهای اینروزا فرصت نکردم تا باهاش بیشتر آشنا بشم. البته همه پستهای جدیدش رو خوندم و می خونم.
سال خوبی داشته باشی ناهید جان
یاسی: اولین دوست وبلاگ من بوده و خیلی پر شور و حرارته. البته یه مدت بعد از آشناییمون دختر خوبی شد و فعلا داره عین یه دختر خوب درسش رو میخونه.
یاسی دوست خوب منه. به وبلاگش سر می زنم ولی بی سر و صدا و آروم.
پرستو: یه خانم به تمام معناست. هنرمند و دوست داشتنی. خیلی وقت که کمتر مینوسه. من به دوستی با اون افتخار می کنم. و اگه بخوام چند تا از دوستام رو به بقیه معرفی کنم حتما یکیش اونه.
سال زیبایی داشته باشی پرستو جان
هستی: هستی هم از دوستهای قدیمیه و یه چند وقتی نبودبراش احترام خاصی قائلم.
امیدوارم سال جدید رو با خوشی آغاز کنه و با خوشی به پایان ببره
زن بیقرار:
. اشک منو درآورده. یکی از معایب داشتن دوستهایی که طرفدار زیاد دارن همینه دیگه. به قول شاعر:
تو را نادیدن ما غم نباشد
که در خیل تو چون ما کم نباشد
گذاشتمش آخر تا تلافی کرده باشم. یعنی چی که کل بلاگفا دوستای زن بیقرار هستن منم یکیش. پستهاش خلاصه است و مفید و در طنازی ید طولایی داره.
آخیییییییییییییییییییییییی!!!! امیدوارم سال خوبی داشته باشه.
و اما اگه گفتین:
صدا: یه دنیا محبت و مهر و انسانیت
دیشب موقع سال تحویل اول از همه به یاد مردم ایران بودم و آرزوی نیک روزی و آزادی برای همه ایرانیها کردم. بعدم تو دلم یکی یکی همه دوستان و عزیزانم رو یاد کردم و بهترینها رو براشون آرزو کردم.
امیدوارم از آهنگی هم گذاشتم خوشتون بیاد